تبلیغات اینترنتیclose
ای عشق ای ترانه !... (کارو )
پیچک ( کارو دردریان)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


 

الیس

**

ای عشق ای ترانه !...    

سر چشمه فسانه

دریای بیکرانم

نابود شد تلف شد

  پاشیده شد روانم

از درد بیکرانم

کر کرد گوش افلاک

فریاد استخوانم       

  از سوزش نهانم

کجا فرار کرده ؟     

 چرا فرار کرده ؟

  آلیس مهربانم ؟


خراب گشته لانه

 ویران گشته خانه  

نمانده هیچ دیگراز خانه امیدم

 کرانه تا کرانه.

 جز چنگ بی ترانه


جز ناله ی شبانه   

گه گریه می کند زار

  از جور این زمانه

شب تا سحر پریشان .

با چنگ بی ترانه

ای قلب بی قرارم    

ای صاحب اختیارم

 پرواز کن ز لانه

 ببین کجاست یارم

ببین کجاست مردم  

 از بسکه رنج بردمحالا که رفته بر باد...         

   آن عشق جاودانه

 شاید که بردی از یاد..

 نام و نشان او را

گمگشته در کبودی   

  رنگ لبان او را

 باری بگیر جانم ؟....   

بگیر این نشانه :...

 این عکس ناتمامش

شاید بخاطرت هست .. 

  آلیس بود نامش ..       

 آلیس بود نامش


هرجا که رفته بودیم

هر جا که گشته بودیم.

هر جا نشسته بودیم

 شب تا سحر خدایا!

رنگ از رخم پریده

خوناب دل بدیده
حیران و واله گشتم

آنجا که شرط الفت

با عشق بسته بودیم

تصویر او بدستم...

شب تا سحر نشستم.

با ناله های مستم سکوت تار شب را

بر هم زدم شکستم

فریاد کردم ای وای

 ای آسمان آبی

باری بده جوابی

بناله های عشقم

بشیون سرشگم

ای آسمان آبی

مگر هنوز خوابی

زدم بدست حسرت

صد بار بر جبینم


صد بار دست حسرت

کوبید بر زمینماین ماتم نهانی

این مرگ ناگهانی

 در عالم جوانی .

بر باد داد، بر باد


ایمان و عقل و دینم

.ای عشق آسمانی

.ای شور زندگانی


 کجا بخواب رفته

کجا بخواب رفته

آلیس نازنینم

 

 

کارو دردریان

برچسب ها : ,

موضوع : شکست سکوت بخش 2, | بازديد : 425