تبلیغات اینترنتیclose
در دل آتش فقر(کارو )
پیچک ( کارو دردریان)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در دل آتش فقر

دامن خاموشی

از همه تلخی جانسوز که یک عمر چشید قلب من…..

قلب من بس که طپید

قلب من بس که شکست

نفسم بس که در اعماق دلم نعره کشید

هوسم بس که به مغزم کوبید

درد بیچاره گی و ماتم جانسوز سکوت

بس که بر خاک سیاهم مالید

همچو یک قطره سرشک ، از دل خون

زندگی از لب چشمم غلطید……

با سر آهسته زمین خورد  و  لب  سرد زمین

لاشه مرده روحم بوسید

و ندر آغوش بهم کوفته وهم و جنون

مغز سر گشته ی بختم پوسید .

 

 **

نفسم…….!

هرچه بیهوده مرا کشت ،  بسم  بود ،  بسم

نفس بیکسم ای زنده دلان ! قطع کنید

سینه ام ، چاک کنید

این غبار سیه از روی رخم پاک کنید !

قلب من پاره کنید

بچه کار آید این چشمه خون

این تن مرده مرگ

که تن زنده من کرده چنین آواره

از کف سینه ام آرید برون

ببرید

ببرید ، در بیابان سکوت

زیر مشتی لجن و سنگ سیه ، خاک کنید !

 

 **

 

  کارو دردریان

برچسب ها : ,

موضوع : شکست سکوت بخش 3, | بازديد : 510