تبلیغات اینترنتیclose
دلم از اینهمه گرفتاری،این همه ( کارو )
پیچک ( کارو دردریان)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اشک رز

 

**

 

دلم از اینهمه گرفتاری،این همه خونخواری وتبهکاری،

گرفته بود.رفتم سراغ دوستم ...گفتم:بیا به خاطر یک

 لحظه فراموشی ،پیمانه ای چند می بزنیم.


به زیر درخت رزی که تنها درخت خانه ی ما بود پناه

 بردیم.هنوز اولین پیمانه ی شراب را سر نکشیده

بودیم که یک قطره اب ،از شکستگی یک شاخه ی

 سر شکسته ،به دامانم فرو غلطید... با تعجب از

 دوستم پرسیدم :


این قطره چه بود؟از کجا بارید؟در اسمانها که از ابر

 خبری نیست.دوستم پاسخی داد،که روحم را تکان 

 داد،گفت: درخت رز است که گریه می کند !می خواهد 

 به ما بفهماند! که بی انصافها لااقل خون مرا جلوی 

 چشم من نخورید!....

 

 

 کارو دردریان

 

http://www.friendfa.com/post/21854435

برچسب ها : ,

موضوع : شکست سکوت بخش 3, | بازديد : 311