پیچک ( کارو دردریان)

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- چو موجی خیره سر، کز ترس طوفان(کارو )
- زندگی من طپش قلب شرم بود (کارو)
- بس نالید از دست زمانه (کارو )
- اِی مرغک بی بال و پر، ( کارو )
- گفتم: بگو به من، ای فاحشه! که داد به باد؟(کارو )
- پر كنيد امشب به دامان سياهي ها (کارو )
- یک روز که مرده بودم اندر خود زیست(کارو )
- نه من دیگر به روی ناکسان هرگز نمی‌خندم(کارو)
- این سینه که کینه،پینه بسته است در آن(کارو )
- بریز ! ... با توام ساقی ... بریز (کارو)
- به هر دری که زدم سری شکسته شد (کارو )
- کاشانه ی من ویران (کارو )
- من اگر دیوانه ام (کارو )
- هر بار که مرا میدید، ساعتها گریه میکرد(کارو )
- گفتم: که چیست فرق میان شراب و آب؟(کارو )
- دردا که سرشک بخت شوریدهٔ من (کارو )
- بیهوش افتاده بود(کارو )
- می گفت: ای شاعر.. آخر زمانی (کارو )
- گفتم که سکوت...! از چه رو لالی و کور؟(کارو )
- از بادهٔ نیست سر خوشم، سرخوش و مست(کارو )
- گفتم که بیا کنون که من مستم، مست (کارو )
- از شمال محدود است، به آینده‌ای که نیست(کارو )
- گفتم: ‌ای پیر جهاندیده بگو (کارو )
- برو ای دوست برو(کارو )
- نیست بیدار کسی(کارو )
- تا روح بشر به چنگ زر، زندانی ست(کارو )
- در یکشب سیاه، همان سان که مرگ هست(کارو )
- ببار ای نم نم باران (کارو )
- بصرف اینکه یکبار ، برخلاف همیشه ( کارو )
- من اشک سکوت مرده در فریادم(کارو)
- دلم از اینهمه گرفتاری،این همه ( کارو )
- بفلک سر به در آورده بنائیست عظیم(کارو)
- دشت تنها بود ، من تنها(کارو)
- من زادهٔ شهوت شبی چرکینم(کارو )
- او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ (کارو)
- در دل آتش فقر(کارو )
- پیرمرد گریه میکرد (کارو )
- از بس کف دست بر جبین کوبیدم(کارو )
- گردن دراز لاغرو باریک(کارو )
- یک ساعت تمام، بدون آنکه یک کلام(کارو )
- ای عشق ای ترانه !... (کارو )
- ای آسمان! باور مکن، کاین پیکر محزون منم(کارو)
- آمد، به طعنه کرد سلامی و گفت: مُرد(کارو)
- گفتم که ای غزال! چرا ناز می‌کنی؟(کارو )
- الا، ای رهگذر! منگر چنین بیگانه بر گورم(کارو )
- هشت سال پیش از این بود(کارو )
- طبال بزن، بزن که نابود شدم( کارو )
- گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد(کارو)
- یک بحر سرشک بودم و عمری سوز(کارو)
- بپیچ ای تازیانه ! خرد کن (کارو)
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد